عرضه كردهايم ( ¿ فصل اول همين كتاب) و اسناد فراواني در دست است كه زندگي معلمان و شاگردان را نشان ميدهد. مثلاً، ويكرزهايمر در كتابخانهٴ شهر لوبك نسخههاي خطي يافته كه شخصي به نام هاينريش لامه، اهل لوبك پس از تحصيل پزشكي در مونپليه در آغاز سدهٴ پانزدهم آنها را با خود بدانجا برده است. لومه بهدست خود رسالههاي آرنولد ويلانووايي، برنار گوردوني، ژرار دو سولو، يوآنس ياكوبي، ژان دو تورنامير را رونويسي كرده است. متنهايي كه ظاهراً ميبايد فرا ميگرفته است. آن مجموعه در عين حال، شامل خطابهاي است در باب اخترگويي پزشكي كه وي ميبايد بهعنوان كاردان پزشكي ايراد ميكرد.1 شروع آن نوعي برنامه است و در آن از بقراط، جالينوس و ابنسينا نام برده شده، همچنين از ارسطو و بوئتيوس، ولي لحن آن بيش از آنچه طبي باشد، كلامي است.
دانشكدهٴ پزشكي پاريس جوانتر از مونپليه بود و شهرت و اهميتي كمتر داشت، ولي اعتبارش به سرعت فزوني يافت. نظر رَشدال در اين مورد كه ((دانشجويان را از سرزمينهاي دور جلب نكرده بود)) غلط است. نخستين قراين از سالهاي 1270 ـ1274 است، ولي دانشكده از آغاز تأسيس بينالمللي بود. چگونه ميتوانست جز اين باشد؟ دانشگاهي كه اين دانشكده بخشي از آن بود، نهتنها شاگردانش، بلكه استادانش را هم از همه جا ميپذيرفت. يكي از نخستين استادان پزشكي پاريس يك ((پناهندهٴ)) ايتاليايي بود به نام لانفرانچي (سيزدهم ـ2)، كه ماتئو ويسكنتي اول در سال 1290 وي را از ميلان رانده بود. در سال 1340 هنگامي كه اوبِرتينو دا كارارا فرمانرواي پادوا بيمار شد، به جنتيله دا فولينيو استاد دانشگاه پروجا مراجعه كرد (او دوست نداشت به پزشكان محلي مراجعه كند، زيرا ميترسيد آنان به فرمانرواي محبوبشان زهر بخورانند). جنتيله به اوبِرتينو توصيه كرد عدهاي از دانشجويان پادوايي را براي تحصيلات پزشكي به پاريس بفرستد و اين كار شد. توجه كنيد كه در آن زمان، در پادوا يك دانشكدهٴ پزشكي وجود داشت و دو موٴسسه براي دانشجويان فقير پيش از سال 1388 ايجاد شد. پزشكان معروفي هم در پادوا بودند. از قبيل ياكوپودا آركوا، جاكومو و جوواني دي دوندي، جوواني، مارسيليو، گالئاتسو و بارتولوميو دا سانتاسوفيا، آنتونيو چرميزونه. از طرف ديگر، دفتر يادداشت يك فارغالتحصيل آلماني را در اختيار داريم كه بحثهاي باليني گيوم بوشه و پير دوكسون را در پاريس (حدود 1398 ـ 1408) دنبال كرده است. از اين نمونهها باز ميتوان ذكر كرد.
در اواسط قرن تلاشهايي براي حفظ حرفهٴ پزشكي در برابر مداخلهٴ سودجويان انجام ميگرفت. مثلاً ژان دوم (شاه فرانسه 1350 ـ1364)، در ماه دسامبر 1352 قانوني براي پيشگيري از طبابت غيرمجاز در پاريس انتشار داد.